تبليغاتX
شهر هرت
سلام خدمت رفقای گل


این وبلاگ به 200 متر پایینتر منتقل شدخواستین یه سر بزنین:

شهر هرت

نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه 8 دی1388 ساعت 23:14 | لینک ثابت | Balatarin |

بسمه تعالی



محضر حضرت آيت الله خامنه اي دام ظله العالي

رهبر معظم انقلاب اسلامي

سلام عليكم

انتخاب به جا، شایسته و پیروزمندانه حضرت عالی را به عنوان دیکتاتور سال از طرف دانشگاه اسلو نروژ را به شما و فرزند بزرگوارتان(حاج مجتبی) و امت شهید پرور ایران اسلامی و امام عصر تبریک و تهنیت عرض نموده و علو درجات را از خداوند منان برایتان آرزومندم. ايام عزت مستدام

محمود احمدي نژاد و دوستان!

نوشته شده توسط پوریا در چهارشنبه 18 آذر1388 ساعت 23:37 | لینک ثابت | Balatarin |
      ز سیگار بود مرد را راستی         ز ترکش کژی آید و کاستی

سیگار مونس تنهایی من ... رفیقی که تا آخرین لحظه باهاته و بخاطر تو میوسوزه و با سوختنش به تو درس رفاقت و لوطی گری میده ... سیگار با سوختنش به تو درس پایداری و ایثارگری و از خودگذشتگی میده ...

سیگار با دودش به روح ما جلا و درخششی بی نظیر میده و نفس ما رو نقره ای میکنه . نیکوتین سیگار به تک تک سلولهای بدن انرژی مثبت میده و عملکرد اونها رو بهبود میبخشه  ، دود سیگار ناملایمات روزگار رو دودی رنگ و گاهی محو میکنه و خاطر مشوش تو را آرامشی بی همتا میدهد .

زمانیکه اعصابت خورده ، زمانی که ناراحتی ، زمانیکه بدهکاری ، زمانیکه تمام درها به روی تو بسته شده ، زمانیکه اعصابت خط خطیه ، زمانی که دیگران تو رو درک نمیکنند ... این سیگار که به داد تو میرسه و به تو آرامش میده ، یک نخ سیگار با سوختنش تمام نگرانی ها رو میسوزونه ، با سوختنش تمام مشکلات در نظر تو تبدیل به هیچ میشه و آنچنان قدرتی به تو میبخشه و روحیه جنگاوری تو رو افزون میکنه که یک تنه به جنگ تمام مشکلات میری ...

زمانی که اعتماد به نفس نداری ، زمانی که به شدت دچار استرس هستی و غرق نگرانی ... این سیگار هست که به داد تو میرسه و با یک نخ سیگار تمام استرس از بین میره و اعتماد به نفست هم برمیگرده و بلکه بیشتر از گذشته میشه ، مثل یک اعدامی که در آخرین لحظات زندگیش یک نخ سیگار دود میکنه و بعد از اون طناب دار در نظرش تبدیل میشه به حلقه ای از گل و با رشادت تمام به پای چوبه ی دار میره و با لبخند مرگ رو میپذیره ...این ها همه از معجزات سیگاره .

سیگار در شادی هم یار و شریک شادی توست و با سوختنش شادی مجلس تو را چندین برابر میکند و با دود خویش روح تو را سرمست کرده و به آن فرح و شادابی میبخشد . زمانی که بیکاری و هیچ کاری نداری انجام بدی یک نخ سیگار تو رو از بیکاری در میاره و تو یک کار مثبت انجام میدی ، زمانی که فکرت خسته است یک نخ سیگار به سلول های خاکستری مغز استراحت میده و اون ها رو خاکستری تر میکنه ، سیگار با دود خود صدای تو رو تغییر میده و صدای تو را دلنشین تر میکنه ، سیگار با دود خود تمام میکروب های درون دهان و دندان را از بین میبرد و با حرارت خود محیط دهان و دندان را استریل و میکروب زدایی میکند ، یک پاکت سیگار وقتی در جیب پیراهن و بر روی قلب شماست به قلب شما آرامش و قوت قلب میده و ضربان اون رو تنظیم میکنه .

خوبی سیگار اینه که در هر زمان و در هر مکانی و در هر حالتی میشه اون رو کشید و لذت برد : صبح پشت فرمون ماشین ، قبل از شام ، قبل از صبحانه ، دراز کشیده و جلوی تلویزیون ، قبل از ورزش ، بعد از ورزش ، توی کوه ، توی پارک ، توی فضای باز ، توی فضای بسته ، موقع پیاده روی ، موقع دوچرخه سواری ...

البته سیگار تاریخچه ای باستانی و بسیار کهن داره که بر میگرده به چند هزار سال قبل ، خدا رحمت کنه اون کسی رو که این معجزه ی قرن رو اختراع کرد . در فرهنگ و ادبیات کهن هم از سیگار یاد شده تا جایی که در بخشی از صحبت رستم با اسفندیار در شاهنامه ی فردوسی ذکری از سیگار به میان آمده :

                               چنین گفت رستم به اسفندیار

                                     وقت تنگ است ، شمشیر و سیگار بیار ...

انواع و اقسام سیگار کاربرد های گوناگون و مختلفی دارند ، وقتی که سردرد داری یک نوع سیگار میکشی ، وقتی که شادی یک نوع دیگر ، وقتی که غمگینی یک نوع دیگه ... برای لحظه لحظه ی زندگی انواع سیگار موجوده و به نوعی هم میشه اسمش رو گذاشت سیگار درمانی ...

حال با تمام این محاسنی که بر شمردم ، آیا باید سیگار رو ترک کرد ؟ آیا باید این خودسوز حیاط بخش رو کنار گذاشت ؟ به نظر من معایب سیگار در برابر محاسنش هیچه ، پس شما نیز یک نخ سیگار روشن و به جمع ما بپیوند . ((  هم اکنون منتظر پیوستنتان هستیم  )) .

 و سیگار میتونه آخرین خواسته ی آدم در زندگیش باشه ، مثل همون درخواست یک نخ سیگار توسط محکوم به مرگ در واپسین لحظات زندگیش ...

                                    

    و کلام آخر ...                  دیگران خاموش نکردندش

                                                      ما نیز سیگار را خاموش نکنیم


نوشته شده توسط پوریا در سه شنبه 3 آذر1388 ساعت 23:37 | لینک ثابت | Balatarin |
اول نظرتون رو به يك اصل حسابداري جلب ميكنم اون هم اينه كه هر كاري دو مدل هزينه داره يكي هزينه آشكار يا مستقيم ديگري هزينه نهان يا غير مستقيم در حسابداري ما ميتونيم به طور دقيق هزينه هاي آشكار رو حساب كنيم اما هزينه هاي نهان رو فقط ميتونيم به درصدي از هزينه هاي آشكار نصبت بديم در واقع نميتونيم به طور دقيق اونا رو حساب كنيم يك مثال ميزنم تا موضوع بيشتر روشن بشه: فرض كنين قطع جنگل ها براي ساخت شهركهاي مسكوني در كانادا فقط 10 ميليون دلار هزينه داشته باشه كه همون شامل قطع درختان، آماده سازي زمين لوله كشي آسفالت كشي و ... كه در واقع نشانگر هزينه آشكار اين طرحه ولي در مقابل هزينه نهان اين طرح به مراتب بيشتر از هزينه آشكارشه كه همون كاهش توليد اكسيژن ، گرم شدن زمين، آب شدن يخهاي قطب ها و ... كه چون متداوم هستش شايد 1000 برابر هزينه آشكار براي ما هزينه داشته باشه!
اما برگرديم به موضوع خودمون من تا جايي كه ذهنم كفاف داد سعي كردم تمامي هزينه هاي آشكار مصرف شده از روز 22 خرداد تا به امروز كه 4 تير ماهه ( 13 روز) رو ليست كنم و همه داده هاي آماريمو از گوگل پيدا ميكنم تا شك و شبه توش نباشه در ضمن ياد آور ميشم در تخمين هام حد وسط رو ميگيرم كه نه سيخ بسوزه و نه كباب!
خوب كارمون رو از خود انتخابات فرمايشي شروع ميكنيم كه طبق منبع من اين هزينه برابر با 1,200,000,000,000 ريال هستش اما از يك روز مانده به انتخابات تا حدود 1 هفته سيستم پيامك ها هم قطع بود برابر بررسي هاي من با قيمت هر پيامك 230 ريال براي همراه اول در اين 7 روز ضرري معادل 72,450,000,000 ريال متوجه دولت و با توجه به سهم 3.57% دولت از درآمد شركت ايرانسل و احتساب 160 ريال براي هر پيامك 3,398,640,000 ريال هم در اين قسمت متحمل هزينه شده از طرف ديگر با پيش آمدن اعتراضات هزينه هاي بيشتري به نظام تحميل شد كه به چندتاي اونا اشاره ميكنم اولين موضوع حق ماموريت تمامي گاردي هايي هستش كه الان در خيابون ها هستن كه فكر كنم روزانه بالاي 100000 ريال باشه به گفته خود دوستم كه در تهران سرباز وظيفه هستش فقط 1000 نفر گاردي در خود پادگان اونها جمع شدن كه با اين حساب ميشه گفت در كل كشور بالاي 20000 نفر گاردي در حال ماموريت هستن كه ميشه يه چيزي در حدود 26,000,000,000 ريال حالا اگر فقط يك چهارم اين گاردي ها موتور سوار باشن و ظرفيت باك اونا 10 ليتر باشه و روزانه فقط نصف باك مصرف بنزين داشته باشن باتوجه به قيمت خام بنزين كه براي دولت آب ميخوره كه برابر 9000 رياله ميشه 2,529,000,000 ريال از طرفي تجهيزاتي كه براي سركوب استفاده ميشه از قبيل گاز اشك آور و اسپر فلفل هم داراي هزينه هستش با جستجويي كه من در اينترنت انجام دادم قيمت هر نارنجك اشك آور چيزي بالاي 80 دلار هستش كه به پول ما ميشه چيزي حدود ريال اگر فرض بگيريم روزانه 1000 تا نانجك اشك آور در كل كشور پرتاب ميشه در نتيجه هزينه اين مورد هم برابر با 10,692,000,000 ريال خواهد بود هزينه درماني گاردي ها و مردم عادي و آتشسوزي ها و خرابي هاي اخير كه بيمه اونا رو تقبل ميكنه برابر 2,500,000,000,000ريال گزارش شده علاوه بر اين فكر كنم حدود 50 نفر هم در اين درگيري ها بدست مزدوران رژيم شهيد شدن كه پول ديه اونها سر جمع ميشه 20,000,000,000 ريال خوب من كه ديگه عقلم بيشتر از اين قد نميده البته يه تعدادي هم هستش كه من نتونستم آمار دقيقي ازشون بدست بيارم اما به هر حال هستن مثل هزينه اي كه همين كاهش سرعت اينترنت و فيلترينگ ها براي رژيم داشته يا هزينه ساخت اين همه برنامه تلويزيوني كه بگن همه طرفدار هاي موسوي منافقن و دروغگو و آشوب طلب به هر حال در كل هزينه ها مبلغي بالغ بر 4,020,000,000,000ريال خواهخد بود كه تاثيري مستقيم در توليد ناخالص ملي و درامد ملي كشورمون خواهد داشت بازم توجهتون رو به اين نكته كه اينا فقط صورت هزينه هاي 13 روز هستش جلب ميكنم اما همونطور كه گفتم هر امري دو هزينه آشكار و نهان داره اينجا من فقط هزينه اشكار رو حساب كردم اما اگر هزينه هاي نهان از قبيل مشكلات عصبي ناشي از اين تهاجمات و يا از دست رفتن سرمايه انساني كشور كه به وسيله مزدوران رژيم به اين راحتي شهيد ميشن و يا الودگي هواي ناشي از پرتاب گاز هاي اشك آور و جهش هاي ژنتيكي محاتمل و تاثيرات مستقيم يا غير مستقيم اين نا آرامي ها در بازار سرمايه و تبادلات سياسي كشور و بي اعتمادي ملت به دولت و رژيم و ... همه از هزينه هاي پنهان اين اتفاقات ه8ستند كه من اونها رو با يك تقريب بسيار خوش بينانه(شايد هم بسيار بسيار كوچك) 100% در نظر ميگيرم كه مبلغ محاسبه شده رو چيزي حدود 2 برابر ميكنه يعني 8,040,000,000,000 ريال كه همونطور كه گفتم از بسياري از هزينه ها چشم پوشي كردم بنا بر اين ميتونم بگم اين 13 روز براي رژيم چيزي فراتر از 10,000,000,000,000 ريال آب خورده حالا خودتون حساب كنين با اين همه پول چه پروژه هايي كه نميشد افتتاح كرد لعنت بر اين فساد لعنت بر اين ديكتاتوري

نوشته شده توسط پوریا در پنجشنبه 4 تیر1388 ساعت 14:10 | لینک ثابت | Balatarin |

من خوابم ، تو خوابي ، پس كي بيداره؟!

 

بدجوری خسته بودم و حسابی توی خواب شنا میکردم که یک لگد ناغافلانه به کمرم اصابت کرد بلند شدم تا فحش بدم دیدم یه مرد با لباس ها عجیب و غریب و یک شمشیر و ما باقی لوازم عصر باستان جلوم ایستاده

از نیمرخ به من نگاه میکرد طوری که انگار بردش بودم یاد نگاه معلم تاریخم افتادم که موقع دادن مستمری ها به صورتمون از گوشه چشمش اینطوری نگاه میکرد همیشه به نظرم میومد میخواد که برم دست و پاش رو ببوسم که داره برام ۲۰ رد میکنه . همینطور هاج و واج مونده بودم که یارو گفت « بلند شو احمق» خواستم بگم احمق باباته ولی وقتی شمشیرش رو یه بار دیگه از نظر گذروندم فهمیم که بهتره زبونم رو بذارم لای دندونم 
با اکراه از زمین بلند شدم و به چشماش زل زدم آخه میگن دیوونه دوست نداره که به چشماش زل بزنی ولی این یارو عین خیالش هم نبود همینجوری داشت بر و بر نیگام میکرد دهنم رو باز کردم که اسمش رو بپرسم ولی قبل از این که چیزی بگم گفت « من پدر ایرانم!!!» فهمیدم از عیادی حوضه علمیه قومه که زده به سرش حالا نمیدونم با اونی که از پشت بوم پرتش کردن پایین نسبتی داشت یا نه ولی به تریپش آخوندی نمیومد اما یه چیزی شبیه عبا داشت که خیلی از عبا خوشگلتر بود فهمیدم باید از اون گردن کلفتاش باشه دارن مملکت رو میچرخونن اما این دیوونه این وقت شب تو اتاق من چه غلطی میکرد یا اصلاْ ...
تو همین فکرا بودم که گفت :«من تازه از خواب بیدار شدم گویا مشکلاتی در ملک من پدید اومده گویا دیوصفتان به ما حمله کرده اند» خیلی قلمبه سلمبه حرف میزد  و بدتر از همه نامربوط
آخه تا اونجایی که من یادم میومد شب که خوابیده بودم صلح بود نکنه الان جنگه بی معطلی خودم رو رسوندم دم پنچره تا ببینم اوضاع از چه قراره همه جا آروم بود غیر از ذهن من
- بزمجه چرا جواب نمیدی؟!
- با منید؟
- مگه غیر از تو و من کس دیگه ای هم تو این اتاق هست؟
دورو برم رو یک نگاه گذرا انداختم و گفتم : نه!!!
- پس بنال!
- بله؟!
- گفتم بنال بگو حریان چیه؟
- من چه بدونم اصلاْ صبر کن بینم تو توی اتاق من چیکار میکنی کفشات هم که پاته زود باش از تخت من بیا پایین بینم حزب اللهی!
- حزب اللهی؟؟!!
- د گفتم بیا پایین خیال نکن از اون کارد آشپزخونت ترسیدم ها پاش بیفته دست خالی خفت میکنم!!!
- بی حیا چطور جرئت میکنی با پدر ایران اینطوری حرف بزنی؟
- بابا یا ماما باسه من فرق نمیکنه گمشو بیا پایین

از تختم پایین اومد و به چشام زل زد نگاهش خیلی سنگین بود احساس کردم تو دادگاه انقلابم و یه لحظه تابلو زندان اوین از جلو چشم مثل برق رد شد خواستم به غلط کردم بیفتم ولی قضیه خیلی جدی تر بود !

- به نظر جوان جسوری میای
- ممممن !؟ بببله!
- خوبه که هنوز نژاد دلیران از زمین منقرض نشده

نفهمیدم منظورش من بودم یا یه چیز دیگه ولی گفتم:
ببخشید شما اسمتون چیه ؟
گفت : « کوروش کبیر»
زدم زیر خنده آخه فرض کنید از یارو بپرسن اسمت چیه بگه آیت الله کوروش کبیر!!!!
- زهر مار!!!
-
- ببند نیشتو
سعیم رو میکردم ولی نمیشد!
- ای ایزد توانا ای اهوره چه بر سر ملت من امده آیا همه به کل دیوانه شده اند ؟!
از حرفش جا خوردم این یارو خیلی مشکوک میزد اولش میگه من تو حوضه کار میکنم الان داره مثل زرتشتیا حرف میزنه 
- ببخشید حاج آقا...
-حاج آقا دیگه کدوم بی پدر مادریه
- هان؟!
- گفتم حاج آقا کیه اصلاْ چیه؟
دیدم یارو خیلی پرته
-پس چی صداتون کنم ؟
- شهنشاه ایرانزمین کوروش کبیر یا مثل دوستام بهم بگو کوروش
یه چیزایی دستگیرم شده بود ولی خیلی عجیب بودن با عقلم جور در نمیومد پرسيدم
- بينم تو همون كوروشي نيستي كه آسوده خوابيده بودي چون ما بيدار بوديم ؟
با صدايي بغض آلود گفت : آري
داشتم شاخ در مياوردم
- وقتي كه از خواب كه بيدار شدم فهميدم كه همه رو خواب گرفته كه من دوباره بيدار شدم در قبرم رو باز كردم ستاره ها داشتن چشمك ميزدن مثل اون زمونا كه كل ايران رو يكپارچه كرده بودم بلند شدم تا برم بيرون ولي تا گردن رفتم توي آب راستش نفهميدم جريان چيه تا اونجايي كه يادم ميومد من تو پاسارگاد بودم و از خليج پارس خيلي فاصله داشتم اينطور نيست؟
- بله سرورم اينطوريه ولي چيزي كه شما ديدين خليج پارس نبود بلكه درياچه سد سيوند بود كه حاكم موقت امروزي ما اون رو افتتاح كرده !
- سد سيوند؟!
- آره يه چيزي شبيه همون بند هايي كه روي رودخونه ها ميزدين
- خوب چرا اين بند رو يه راست اومدن بالا سر قبر من زدن بينم اين حاكمتون روي قبر باباي خودش هم سد ميزنه؟
- راستش شرمنده خيلي تلاش كرديم جلوشو بگيريم ولي كو گوش شنوا؟
گوش كه نميخوا دوتا چشم بينا كافيه ببين لباسهاي شاهنم رو به چه گندي كشيده ؟ اصلاً اسم اين حاكم چيه ؟ بگو ميخوام سرش رو از تنش جدا كنم.
- ا ح م د ي نژاده !
-  خوب مثل بچه آدم بگو چرا واج ارايي ميكني؟
- خوب اگه اين كار رو نكنم فيلترم ميكنن
- فيلتر؟!
- آره فيلتر يعني سانسور.
- سانسور؟
- اره بابا چقدر خنگي يعني صدام رو ميبرن نميزارن ديگه حرف بزنم
- ولي اين بر خلاف حقوق بشره!
- جون؟!!!!!!!!!!
- حقوق بشر هموني كه يه عالمه وقتم رو روش گذاشتم تا تدوينش كنم
- بيشين بينيم بابا حال نداريم
- بله!
- حاكماي امروز ما به حقوق بشر سازمان ملل كه امضاش كردن پايبند نيستن ميخواي به حقوق بشر تو پايبند باشن ؟ يه چيزي ميگي واسه خودت ها
۲۵۰۰
ساله ما رو ول كردي به امون خدا و رفتي با خيال راحت خوابيدي
- مگه اين شماها نبودين كه ميگفتين( اي كوروش آسوده بخواب كه ما بيداريم )
- حالا ما يه چيزي ميگفتيم تو چرا جدي گرفتي
- آره من هم گفتم كه نبايد كار رو داد دست رعيت جماعت ولي هيشكي گوش نكرد راستي الان حاكمان از كدوم خاندان هستند هونز هم پارسيان قدرت رو در دست دارن يا مادها باز شورش كردن راستي از كل ايران چه خبر تو راه كه ميومدم چيزاي جالبي ديدم يه حيوونات جالبي كه سرشون يه جور تاج پارچهاي بود!
- گفتم اي بابا يه چيزي ميگي ها پس بشنو حقيقت امر:

 

پايان قسمت اول

منتظر قسمت بعدي باشيد

نوشته شده توسط پوریا در دوشنبه 8 بهمن1386 ساعت 4:37 | لینک ثابت | Balatarin |
درود

خوب گويا تغيير دامنه بلاگفا به كام ما تموم شد و از فيلترينگ جستيم

از فردا كارمون رو شروع ميكنمي چقدر حرف كه ته دلم مونده بود پس دوباره به امپراتوري خوش آمديد

نوشته شده توسط پوریا در شنبه 6 مرداد1386 ساعت 16:50 | لینک ثابت | Balatarin |
اگر فيلترمون كردن كه ببخشيد!

اگر هم نكردن چرا نظر نمي ديد؟؟؟

نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 ساعت 20:52 | لینک ثابت | Balatarin |

لازم به ذكر دونستم كه اين رو خدمت همه خوانندگان و نويسندگان محترم عرض كنم كه من خط مشي سياسي ندارم.ادعاي سياسي بودنم هم نميشه!

اين مطلب رو هم محض ارادت خاصي كه به مستر پرزيدنت كشور عزيزم دارم اينجا گذاشتم.

راستي اين رو از سايت خودشون آوردم.خدا سايه شون رو از سر مردم و مملكت ايران كم نكنه! رضيه الله عنه!!!

دکتر محمود احمدي نژاد(عزيز) در سال 1335 هجري شمسي در روستاي ارادان از شهرستان گرمسار()، چشم به جهان گشود و از يک سالگي به همراه خانواده در تهران اقامت گزيد. وي دوران تحصيلات ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه خود را در اين شهر گذراند و در سال 1354 با کسب رتبه 132 کنکور سراسري گزينش دانشجو، تحصيلات عالي خود را در رشته مهندسي عمران دانشگاه علم و صنعت آغاز کرد و در سال 1365 در مقطع کارشناسي ارشد همان دانشگاه پذيرفته شد و در سال 1368 به عضويت هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت در آمد و در سال 1376موفق به دريافت مدرک تحصيلي دکتراي مهندسي و برنامه ريزي حمل و نقل از دانشگاه علم و صنعت گرديد . ايشان به زبان انگليسي آشنايي دارند و طي سال هاي تدريس در اين دانشگاه و تدوين مقالات و پژوهش هاي متعدد علمي ، راهنمايي ده ها پايان نامه کارشناسي ارشد و دکتراي تخصصي در زمينه هاي مختلف مهندسي عمران ، راه و حمل و نقل و مديريت ساخت را بر عهده داشته است.

دکتر احمدي نژاد(عزيز) پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در کسوت دانشجو و با شرکت در مجالس مذهبي و سياسي وارد فضاي سياسي جامعه شد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي با توجه به حضور در دانشگاه از پايه گذاران انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران بود و در دوران جنگ تحميلي به عنوان داوطلب بسيجي در قسمت هاي متعدد جبهه به ويژه مهندسي رزمي به خدمت پرداخت و اين مهم را تا پايان دوران دفاع مقدس ادامه داد. دکتر احمدي نژاد متاهل و داراي سه فرزند- دو پسر و يک دختر(چه خانم با شخصيتي!) – مي‌باشد.

مهمترين مشاغل دکتر احمدي نژاد(عزيز):

•  فرماندار ماکو
•  فرماندار خوي
•  مشاور استاندار کردستان
•  مشاور فرهنگي وزير فرهنگ و آموزش عالي در سال 1372
•  استاندار استان اردبيل در سال هاي 1372 تا 1376 (حامد جان دقت كن!)
•  عضو هيات علمي دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت از سال 1368 تا کنون
•  شهردار تهران از سال 1382 تا 1384
•  ايشان در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران در سوم تيرماه 1384، از سوي ملت ايران به عنوان رييس جمهوري اسلامي ايران برگزيده شد.

دکتر احمدي نژاد(عزيز) علاوه بر تدريس ، راهنمايي دانشجويان و پرداختن به امور اجرايي، در زمينه‌هاي ذيل نيز فعاليت داشته است:

•  روزنامه نگاري و نگارش مقالات متعدد سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و اقتصادي
•  مدير مسوول روزنامه همشهري و راه اندازي همشهري محله(پوريا جان،يعني مي تونسته مدير مسئول من بشه ولي من لياقت شرف يابي نداشتم!كار روزگار رو مي بيني!) در 22 منطقه تهران، همشهري مسافر، همشهري ديپلماتيک، همشهري جوان، همشهري ماه و ضميمه انديشه، ضميمه دانشجو و ...
•  موسس و عضو انجمن تونل ايران
•  عضو انجمن مهندسين عمران ايران
•  عضو اولين شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران
•  عضو اولين شوراي مرکزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاه ها و موسسات آموزش و عالي کشور

مي خوام ۱ فقره مستر پرزيدنت به من نشون بديد كه اين همه توانايي رو در آن واحد داشته باشه و اين همه سابقه كاري.داريوش با اون امپراتوري اش نتونست اين همه كار كنه كه اين عزيز دل تونسته!(بميرم برات داريوش كه با كيا داري مقايسه ميشي)

نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه 26 فروردین1386 ساعت 22:47 | لینک ثابت | Balatarin |
 

۲۰ فروردین روز ملی فناوری هسته ای مبارک باد

نوشته شده توسط نسیم در یکشنبه 19 فروردین1386 ساعت 20:51 | لینک ثابت | Balatarin |
یکی بود یکی نبود
تو یه روستای دور به اسم تهران یه رئیس جمهور زندگی میکرد که اسمش احمدی نژاد بود احمدی نژاد ما یه(البته کمی بیشتر از یک) عادت خیلی بدی داشت و اون دروغ گفتن، حرف الكي زدن و خالي بستن بود

اين رئيس جمهور كه گاهي وقتا بسيجي هاشو براي چرا به دامان كوه ميبرد هميشه حوصله اش سر ميرفت پس شروع ميكرد به داد و بيداد الكي كردن
يه بار كه بسيجي هاشو براي چرا بيرون آورده بود شروع كرد به داد زدن و ميگفت:‌يه روز ميشه كه نفت مياد تو سفره مردم و اون من هستم كه اين كار رو ميكنم همه آدم هاي ده دورش جمع شدن ولي بعد اون زد زير خنده و مردم فهميدن كه دروغ گفته همه ناراحت از اين كه بنزين پلو گيرشون نيومده به خونه هاشون تو ده برگشتن.
فردا دوباره احمدي نژاد كه براي چراي بسيجيا بيرون اومده بود دوباره خواست كه ملت رو سر كار بذاره چون خيلي حال ميداد ، پس شروع كرد به داد زدن كه :‌ هولوكاست افسانه هستش !
مردم كه دوباره دورش جمع شده بودن و شعار محبوبش يعني (( انرژي هسته اي حق مسلم ماست)) رو ميدادن؛ ديدن كه دوباره داره بهشون ميخنده پس فهميدن كه بازم سر كار هستن و برگشتن خونشون

روز بعدي كه باز بسيجيا داشتن چرا ميكردن اون دوباره فرياد زد : نرخ تورم يك رقمي ميشه !
ولي هرچه قدر فرياد ميزد هيشكي براي شنيدن حرفاش نميومد ولي وقتي كه سرش رو برگردوند ديد همه بسيجياش دارن يك صدا تشويقش ميكنن و داد ميزنن (( انرژي هسته اي حق مسلم ماست))
ولي ديگه دروغ گفتن حال نميداد چون فقط چند تا بسيجي كه هيچي حاليشون نبود داشتن به حرفاش گوش ميدادن
در همين حال بود كه ياد درس دهقان فداكار افتاد ( خدا رحم كنه)
تصميم گرفت بره و يه كار قهرمانانه انجام بده تا دوباره همه بهش توجه كنن پس بار و بنديلش رو بست و رفت توي ايستگاه راه آهن دهشون ايستاد وقتي كه لوكوموتيوران بيخيال از همه جا داشت حقوقش رو بالا پايين ميكرد تا بدونه چطوري ميشه با ۱۲۰ هزار تومان هم كرايه ۱۶۰ هزار توماني داد و هم خرجي خونه رو تامين كرد احمدي نژاد قصه ما رفت تو لوكوموتيو تا ترمز و دنده عقب قطار رو بكنه چون نتونسته بود يه ريزش كوه توي خط آهن پيدا كنه و در ضمن اينطوري كارش شجاعانه تر به نظر ميرسيد.

***

احمدي نژاد روي ريل نشسته بود و در حالي كه كاپشن محبوبش رو در آورده بود منتظر بود كه تا صداي سوت قطار رو بشنوه اون رو آتيش بزنه
بعد از يه مدت قطار از پيچ كوه پيدا شد كه داشت با سرعت سرسام آوري نزديك ميشد و لوكوموتيو رانش داشت جون ميكند كه ترمز قطار رو پيدا كنه ولي نميتونست! چون احمدي نژاد ما اون رو كنده بود و دورش انداخته بود در همين حين چشمش به احمدي نژاد افتاد كه داشت با اورانيوم كاپشنش رو آتيش ميزد ولي هرچي زور ميزد ميديد كه روشن نميشه ولي ديگه دير شده بود چون قطار به علت سرعت زياد يه پيچ مونده به احمدي نژاد از ريل خارج شده بود و رفته بود ته دره

پس باز احمدي نژاد موند و بسيجياش !!!

داشت هاي هاي گريه ميكرد كه چرا هيچ كس اون رو دوست نداره اين موقع بود كه آخوند ده كه اسمش رفسنجاني بود اومد پيشش و گفت پسر چرا گريه ميكني؟ احمدي نژاد داستان زندگيش رو براي رفسنجاني تعريف كرد اون هم با احمدي نژاد هم دردي كرد و يه چيز دم گوشش گفت كه اون رو متحول كرد

بعد از اون حرف احمدي نژاد يه تصميم گرفت كه به تصميم احمدي نژاد معروف شد اون تصميم گرفت كه ديگه تو كاراي بزرگترا دخالت نكنه و حرف اونا رو گوش كنه
از اون روز به بعد كسي احمدي نژاد رو نديد ولي هنوز بسيجياش داشتن توي ده ول ميگشتن

خوب بچه هاي گلم قصه ما به سر رسيد احمدي نژاد به خونش نرسيد

 


پاورقي:

سلام سلام سلام

سال نو همه مبارك هر چند با تاخير خوب يه مدت نبودم البته مطمئنم همه نويسنده ها دليلش رو ميدونن خوب حال شما چطوره نسيم جان سلام شديد شما هم به من رسيد

خوب مثل اين كه يكم وبلاگ سوت و كور شده ولي عيبي نداره چون دوباره رونق ميگيره

در مورد داستان امروز بايد به چند تا نكته اشاره كنم اول اين كه اين ارسال بدون هيچ قصد و غرضي نوشته شده ( آره جون خودم)

و يه مسابقه ديگه هم توش هست البته در مسابقه شماره قبلي هيچ كس نتونسته بود به جواب صحيح اشاره كنه چون جواب : آبجي احمدي نژاد بود كه خيلي بهش شبيه و دليل اين شكلي بودن عكسش هم اين بود كه ايشون حجابشون رو رعايت نكرده بودن وگرنه مگه مرض داريم عكس اينطوري بندازيم
البته در ميون جواب ها جواب هاي بسيار جالب ديده ميشد مثل برد پيت و پوريا كه نشان دهنده هوش سرشار اين افراده كه نبايد نا اميد بشن چون ميتونن يه رئيس جمهور عالي براي كشورشون باشن!

و اما مسابقه شماره دو : اين بار چهارتا سوال داريم چون IQ مغز شما اينقدر پاينه كه فكر نكنم به يدونه بتونيد جواب بدين پس به هر كدوم كه جواب كامل بدين برنده هستين

1) رفسنجاني چه چيزي رو در گوش احمدي نژاد قصه گفت كه اينطوري متحول شد؟
2) نقش بسيجيان داستان رو چطور ارزيابي ميكنيد ؟
3) آيا ممكن است اين داستان ( مخصوصاً‌ قسمت آخر يعني تصميم احمدي نژاد) در واقعيت اتفاق بيفتد؟توضيح دهيد؟
4) نتيجه تنظيم خرجي خانه لوكوموتيوران چه شد؟

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه 13 فروردین1386 ساعت 16:23 | لینک ثابت | Balatarin |

مشخصات فيزيكی خليج فارس    " بحر الفارسی " 

 مشخصات فيزيكي 

خليج فارس كه امروزه به پيوستگاه و ته آب اروند رود در خرمشهر و بصره تا راس مسندام در شمال عمان اطلاق مي شود در اواسط دوره سوم زمين شناسي حدود 30 ميليون سال قبل در اثر گسترش دهانه شكاف درياي عمان بوجود آمده و از پديده هاي دوران سوم زمين شناسي است كه در حال حاضر 226 هزار كيلومتر مربع پهنا دارد درازاي كرانه اش از دهانه فاو تا بندر عباس 1 هزار و 375 كيلومتر و ميانگين ژرفاي آن 30 متر است و 062%آب هاي سطح كره زمين را در بر مي گيرد در ابتدا وسعت آن بيشتر از دو برابر مساحت فعلي بوده است. اين پهنه آبي قديمي ترين دريايي است كه بشر آن را مي شناخته است بر پايه نقشه هاي تكتونيك خليج فارس جزء كانونهاي زلزله خيز ايران است دانشنامه بريتانيكا در اين خصوص نوشته است " آخرين حركتي كه خليج فارس در معرض آن قرار داشته و دارد عبارت است از بالا آمدن تدريجی است زلزله در خليج فارس متواتر و گاهي بسيار شديد است." اين پهنه آبي گاهواره تمدن جهان و از اولين زيستگاههاي بشر محسوب مي شود ساكنان اين دريا كشتي را اختراع و خاور و باختر را به هم پيوند داده اند. در غرافياي قديم درياي پارس يكي ازبزرگترين دريا ها از 4 دريايي بود كه شناخته شده بود اما اكنون پهنه آبي را كه خليج فارس مي نامند خليجي كه با 1000 كيلومتر مربع طول و بيشتر از 240 كيلومتر مربع عرض متوسط 56% ذخاير نفت جهان را در بر دارد و هنوز هم مهمترين خليج در جهان محسوب مي گردد. خليج فارس با 226 هزار كيلومتر مربع و سعت و 68 ميليارد بشكه ذخيره نفت (56%)كل ذخاير نفت جهان يك آبراه بزرگ و مهم بين المللي است كه از دوره هخامنشيان تا امروز همواره اهميت استراتژيك داشته و بويژه در دوره جنگ جهاني دوم و در دوره جنگ سرد بر اهميت و شهرت جهاني آن افزوده شد و با انقلاب اسلامي ايران و بر هم خوردن معادلات جهاني با بروز سه جنگ موسوم به جنگهاي سه گانه خليج فارس و با توجه به اهميت اقتصادي و جهانگردي كه كشورهاي حاشيه عربي آن پيدا كرده اهميت آن و توجه جهانيان به آن اين منطقه را به مشهورترين نقطه جغرافيايي تبديل كرده است علي رغم فراز و نشيبهاي مختلف تاريخي هنوز هم ايران مهمترين كشور منطقه است كه قسمت اعظم خليج فارس را تحت حاكميت دارد. خليج فارس گرمترين پهنه آبي دنياست ، عريض ترين بخش آن 180 مايل است و عميق ترين نقطه آن 93 متر در 15 كيلومتري تنب بزرگ ، و كم عمق ترين بخش آن در غرب بين 10تا 30 متر است عمق كم خليج فارس باعث شده است كه خشكي مرتب بدرون دريا پيشروي نمايد . در عين شوري زياد آب، 200 چشمه آب شيرين در كف و 25 چشمه كاملاً شيرين در سواحل اين خليج جريان دارد كه همگي از كوههاي زاگرس يا پارس سرچشمه مي گيرند، اروند، كارون، دياله، زاب، جراحي، مند، دالكي و ميناب بزرگترين و پر آب ترين رودهايي هستند كه به خليج فارس مي ريزند. گرماي هوا گاهي در تابستان 50 درجه و برودت آن در زمستان تا 3 درجه گزارش شده است. خليج فارس از نظر منابع طبيعي از غني ترين پهنه هاي آبي جهان است نفت، مرواريد گاز، فسفات، گوگرد ، مرواريد، مرجان، انواع ماهيها و ميگو از جمله ثروتهاي خليج فارس است. بنادر دبي، شارجه، ابوظبي، كويت، بحرين، دوحه ، كيش، بندر عباس، خرمشهر و بصره خليج فارس را به قطب اقتصادي و توريستي جهان تبديل كرده است. خليج فارس از نظر ژيوپلتيك، استراتژيك، نظامي و از تاريخي و فرهنگي يك پهنه آبي مهم و منحصر به فرد در جهان محسوب مي شود. كشفيات باستان شناسي سالهاي اخير در دو سوي سواحل فارسي و عربي خليج فارس ثابت مي كند كه اين پهنه آبي يكي از مهمترين و شايد اولين مركز سكونت انسانها است و گهواره و مرکز تبادل تمدنهای زيادی مانند ايلامی، سومری، آکدی، آشوری، بابلی، مادی، پارسی، يونانی، اسلامی و .. بوده است .

 

 

يك نكته مهم:

         منبع مطلب فوق و مطالب ديگري كه در اين وبلاگ و در بخش "خليج هميشه پارس" قرار مي گيرد، سايت خليج است:

http://persique.persianblog.com

 

ضمن تشكر از اين سايت كه اطلاعات مفيدي در اختيار بنده و دوستانم قرار مي دهند، براي اين گروه صميمي آرزوي موفقيت و شر بلندي دارم.

 

 پاينده باد خليج ما، خليج هميشه پارس ايران

 

نوشته شده توسط نسیم در چهارشنبه 8 فروردین1386 ساعت 0:6 | لینک ثابت | Balatarin |
خدمت تمامی بازدیدکنندگان و دیگر نویسندگان وبلاگ سلام عرض میکنم و سال نو را به همگی تبریک میگویم. جای خوشحالی داره که در سال پیش تونستیم با همکاری  همدیگر یه کار گروهی رو انجام بدیم (هرچند که هنوز چند تای ما با همدیگر به خوبی آشنا نیستن).

به هرحال ما در این وبلاگ بیشتر به بحث کشیدن سیاست های نادرس دولت ایران و بسیاری دیگر از کشور های جهان پرداختیم که ضمن اینکه ما رو بیشتر با اطلاع کرد  ما را در بسیاری از مواقع تا حدودی ناراحت کرد .

حالا من هم خالی از لطف ندونستم که یکم با این دولت مردان بشوخیم و برای چند لحظه هم که شده ما رو بخندونن. لطفاً برای دیدن تصاویر روی ادامه مطلب کلیک فرمائید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رزگار در چهارشنبه 1 فروردین1386 ساعت 14:10 | لینک ثابت | Balatarin |

 

فرا رسيدن بهار طبيعت بر

ايرانيان مبارك

نوشته شده توسط نسیم در سه شنبه 29 اسفند1385 ساعت 13:30 | لینک ثابت | Balatarin |

يادمه چند سال پيش در ايران دستگاه هاي ويديويي خانگي هم تحريم بود و كشف و ثبت آن در هر خانه اي مجازات داشت.ولي كم كم با مشاهده ي اينكه اين كار تقريبا در قرن جديد كاري غير ممكن است. ديگر بيخيال شدند.

ولي در چند سال اخير دستگاههاي رسيور را مي توان در بيشتر خانه هاي پيدا كرد با اينكه محدوديتي زياد براي آن در ايران در نظر گرفته شده است . شايد بعضا" هم ديده باشيم كه ماموران به خانه ها ريخته و دستگاهها را به زور از خانه ها بيرون اورده و حتي جريمه هاي نقدي زيادي را هم تحميل كرده اند. به هر دليلي اين روش برايشان جواب نمي داد . در چند ماه اخير و زمان كنوني به تدبير جديد تري دست زده است و ان هم ارسال پارازيت به فركانس شبكه هاي سياسي .

مدتها بحث ضرر و فايده پارازيت‌هاي ارسالي بر روي امواج ماهواره‌اي قابل دريافت در ايران، در كشور به ويژه مجلس ششم مطرح بود و سرانجام، ظاهرا نتيجه اين شد كه برخي تبعات منفي روي سلامت مردم هزينه قابل توجهي در قبال ارسال پارازيت نيست. از اين رو، مقرر شد اين پارازيت‌ها همچنان ارسال شود..
در حال حاضر سه نقطه تهران همران با چند شهر كرد نشين غرب كشور در معرض پارازيت هاي ماهواره اي از منبعي ناشناس قرار گرفته اند.
نكته جالب آن‌ كه اين پارازيت‌ها، شبكه‌هاي سياسي را هدف گرفته و شبكه‌هاي پورنو و غيراخلاقي به حال خود را رها شده‌اند تا به اين ترتيب، پايه‌هاي فرهنگي و اعتقادي مردم را ‌بي‌واسطه هدف قرار دهند.
محسوس‌ترين تأثير مخرب اين شبكه‌ها، آسيب‌هاي مشهود اجتماعي است؛ مثالی با تاسف فراوان از آن ُ تجاوز يك پسر نوزده ساله به دختر هشت ساله در تهران است كه در اثر تحريك ناشي از تماشاي فيلم‌هاي پورنو از همين شبكه‌هاي ماهواره‌اي بود.
حال پرسش اينجاست، هرچند حركت‌هاي مقابله‌اي و سلبي، راهكار نخست و اساسي براي رويارويي با ماهواره نيست، ولي حال كه قرار است پارازيت ارسال شود، آيا اولويت نخست، شبكه‌هاي غيراخلاقي است يا شبكه‌هاي سياسي؟

نوشته شده توسط رزگار در شنبه 26 اسفند1385 ساعت 12:26 | لینک ثابت | Balatarin |

HaPPy nEw YeAr

I wish u luck in new year

wish me luck too! thx

Morteza

نوشته شده توسط مرتضی در جمعه 25 اسفند1385 ساعت 1:48 | لینک ثابت | Balatarin |
 
business articles